محمود كتبى
11
تاريخ آل مظفر ( فارسي )
فروردين 1330 ، در بازگشت از فرانسه به وطن ، در رم به ديدار عباس اقبال رفتم . او را ديدم سخت آشفته و درهم شكسته . به نظرم آمد كه قامت كوتاهش خميده شده - نه از گذشت سن و شكستگى پيرى كه هنگام مرگ هم بيش از 59 سال نداشت و هرگز به شصت نرسيد - بلكه گويى كوهى از رنج و اندوه بر دوش ناتوان او نهادهاند و او در زير چنين بارگران خميده . آشفتگى او چنان بود كه هركس در - مىيافت . ولى او بيهوده به خود مىپيچيد كه آشفتگى درون را از ديگران پنهان سازد . وقتى كه با دلهره و نگرانى به چشمان اشكآلود او خيره شدم ، بىآنكه جرأت سؤال كنم ، بىاختيار لب خويش گزيد و با صدايى خفه و بغضى در گلو و فريادى خاموش بر لب ، آهسته گفت : « دكتر غنى هم مرد » . بعد روى برگرداند و به بهانهاى از اتاق بيرون رفت . فهميدم كه مىخواست به ياد دوست عزيز خود ، نه آرامآرام كه به هاىهاى بگريد و بنالد و اشك بريزد ، اما مناعت و غرورش اجازه نمىداد كه من شاهد ريزش اشكهاى او باشم . چه سخت و تلخ است مرگ دوستان و عزيزان ديدن و سختتر و تلختر از آن بىدوستان ماندن و زيستن و هر لحظه در دل به تلخى گريستن . بگذريم . انگار كه گفتيم و دلى چند شكستيم . . . اما در مورد منابع تاريخ آل مظفر ، در طى اين مدت نزديك به سى سال ، كتابهاى فراوان و ارزندهاى چاپ شده كه به اختصار به اهم آن كتب ، صرفنظر از تواريخ عمومى ، اشاره مىكنم : 1 - مجمل فصيحى خوافى تأليف فصيح احمد بن جلال الدين محمد كه در 777 متولد شده و پس از عمرى پر نشيب و فراز ، گاه در صدر مسند وزارت و گاه در قعر زندانهاى هولناك ، سرانجام در 848 درگذشته . فصيحى كتاب خود را در يك مقدمه و دو مقاله و يك خاتمه پرداخته است . مقدمهء كتاب در وقايع جهان است از هبوط آدم تا تولد محمد مصطفى ( ص ) و مقالهء اول متضمن وقايع حيات رسول اكرم است از ولادت تا هجرت و مقالهء دوم از آغاز هجرت است تا وقايع سال 845 و خاتمه در احوالات شهر هرات كه مولد و منشأ وى بود . علت تسميهء كتاب به مجمل آن است كه وقايع را به ترتيب سال به سال و در نهايت اجمال آورده . اين كتاب در سالهاى 1339 و 1340 در سه جلد به توسط شاعر درگذشتهء خراسان ، سيد محمود جواهرى متخلص به « فرخ » در مشهد به چاپ رسيده است . بدين نحو كه آن شادروان نخست جلد سوم را كه مشتمل بر وقايع 701 تا 848